میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع) مبارک باد

باران گرفت و سقف مدائن نشست كرد

دندانه‏ هاى كنگره قصد شكست كرد


نورى به صحن معبد زردشتیان رسید

كآتشكده ز نابى آن‏ نور مست كرد


بالا بلنــــــــــــد آمد و هر ارتفاع را

در زیر پا نهاده و پایین و پست كرد


در هر دلى نشست و به شكلى ظهور داشت

این گونـــــــــه بود كآینه را خود پرســـــــت كرد


وقتى سؤال كردم از او خود اشاره‏اى

در پاسخم به پرسش روز الست كرد


حُسنش به غایت است و ظهورش قیامت است

زیباترین هر آنچه كه زیباتر است كرد


فیض مقدّسى و تعجب نمى‏كنم

این چیزها كه هست، نگاه تو هست كرد


شاعر:رضا جعفری



منبع:http://sherepayambar

امیدواری

تا زمانی که

                به فردا امیدواری

                                    اقتدار

                                            از آنِ توست.



منبع:http://madrak92.blogfa.com/

می خواهمت چنان كه شب خسته،خواب را

سلام


می خواهمت چنان كه شب خسته،خواب را


می جويمـــــــــت چنان كه لب تشنه،آب را



محو توام چنان كه ستاره به چشم صبح


يا شبنم سپيده دمان،آفتــــــــــــــــاب را



بی تابم آن چنان كه درختان برای باد


يا كودكان خفته به گهواره،تـــــاب را



بايسته ای چنان كه تپيدن،برای دل


يا آن چنان كه بال پريدن عقاب را




حتّی اگر نباشی می آفرینمـــــــــت


چونان كه التهابِ بيابان،سراب را



ای خواهشی كه خواستنی تر ز پاسخی


با چون تو پرسشی،چه نيازی جواب را




مرحوم قيصــــــر امیــــــن پور



منبع :http://www.tebyan.net/

تو  روز دیگری هستی


امروز به پایان می رسد

از فردا برایم چیزی نگو

من نمی گویم :

فردا روز دیگری ست

فقط می گویم :

تو

روز دیگری هستی

تو

فردایی

همان که باید به خاطرش

زنده بمانم.


جبران خلیل جبران



منبع:http://mehranddish.blogfa.com/

گزینه های روی میز!

یک …

لحظه لحظه خاطرات بهمنی که یک دفعه بهار شد
بهمنی که بوی گل گرفت و سوسن و یاسمن
بهمنی که غرق شوق و شور بود، انفجار نور بود

دو …
سرزمینی که نگاش به آسمونه و حسابش از زمین جداست
ذره ذره خاکش از غرور و غیرته
سرزمینی که شن کویرشم، لشکر خداست

سه…
بغض ناتموم مادری بالاسر جنازۀ پسر
بغضی که یک‌مرتبه صدا میشه سکوت رو میشکنه
ای تموم بچه‌هام فدای تو یا حسین
این گلم نثار کربلای تو یا حسین
ای پدر و مادرم فدای تو یا حسین
زندگیم فدای کربلای تو یا حسین

چهار…
ایستادن یه نوجوون بدون ذره‌ای ترس و آرزو
روبروی تانک‌های روبرو

پنج…
اهتزار پرچم سه رنگ
روی گنبد مسجدی که زخمۀ گلوله‌هاست
خنده‌های مردمی که یک صدا می‌گن
«فتح شهر خون کار خداست»

شش…

آسمونی که پر از نوای ربناست

آسمونی که قرق شده با شهاب و رعد و صاعقه

با آیۀ «و ما رمیت اذ رمیت»
آسمونی که کابوس کرکساست

هفت…
چشمه چشمه موج موج
کوچه کوچه رود رود
تو خیابونا به هم رسیدن و یکی شدن
شکستن سردی دی و غرور اهرمن

حالا بازم بشمارن
اینا گزینه‌های روی میز ماست
حالا بازم بشمرید
گزینۀ روی میزتون چیاست

حالا بازم بشمرید

همه میدونن این آخرای قصۀ شماست
هفت … شش… پنج … چهار … سه … دو … یک …



منبع:http://bachehayeghalam.ir/